پنجشنبه، 04 اسفند 1390

امام مهدى (عليه السلام) : نشانه ظهور من ، بسيارى هرج و مرج و آشوبهاست.

مقالات این بخش صرفا نظر نویسنده مقاله بوده و موضع این پایگاه نمی باشد.
پنجشنبه ، 6 بهمن 1390 ، 01:51

انشاءالله با آنجلینا محشور شوید!

نویسنده: محمدبدیعی
انشاءالله با آنجلینا محشور شوید!
1. کلا که اعتقادِ کمی به موضوعات "تهدیدمحور" دارم یا حداقل تا جایی که بشه، سعی میکنم از اینجور چیزا ننویسم و نخونم؛ اگه وقت بود، بیشتر دوست داشتم درباره ی پدیده ی کوچیک، اما شکوهمند فیلم عمار بنویسم تا قضیه ی اصغر فرهادی و جایزه هایش.

 

2. دارم کم کم به این نتیجه میرسم که حسابرسی که از امثال آقای شمقدری و این گونه مدیران فرهنگی در پیشگاه خدا کشیده می شود، اگر بیشتر از آنجلینا جولی و فرهادی نباشد، کمتر نیست!

3. همین اول کار بگم که من فیلم رو ندیدم و علاقه ای هم به دیدنش ندارم؛ نه از این بابت که توی ماجرای ( شاید ابلهانه ی ) کل کل با اخراجی ها این رو نبینم، نه ... ولی عقیدم اینه که ما ها دیگه نباید وقتمون رو صرف اینجور چیزا بکنیم... نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه؟! دوست دارم صب تا شب فیلم های جشنواره عمار ببینم تا درباره ی الی و جدایی نادر از سیمین... منظورم رو رسوندم؟ فقط شاید بشه گفت که اینجا موضوع "تکنیک" مطرحه؛ ولی حتی اینکه تکنیک از کجا میاد هم به نظرم مهمه؛ روندی که به خلق این تکنیک منجر شده شاید مطابق عقاید ما نباشه

4. کاملا تو این قضیه ی جایزه ی اخیر "جدایی نادر" میشه خیلی از جریانات مکتوم رو مشاهده کرد، فقط آدم باید یه مقدار کل نگر باشه و به مزخرفاتی نظیر "جدایی ارزش از هنر" و "هنر برای هنر" و "ایدئولوژی با رسانه متفاوته" و ... اینا اعتقاد نداشته باشه. وقتی رضا پهلوی به آقای فرهادی تبریک میگه و عباس کیارستمی، سینمای ایران رو تنها در آثار فرهادی و امثال ایشون جستجو میکنه و یک فردوسی پورِ از یامین پور محترم تر! تو برنامه ی سیاسی ورزشی 90 تبریک میگه و باز هم جایزه های بیشتر و تبریک های بیشتر در راهه، باید در خیلی چیزها شک کرد... جالب اینجاست که آقای شمقدری خانه ی سینما رو تعطیل می کنه و آقای کیارستمی توی پیامشون، از انحلال خانه ی سینما انتقاد می کنه و به این میگن محل تلاقی! برای من اهمیت نداره که این اثر از لحاظ فنی چقدر قوی ساخته شده... برای من این مهمه که کارگردانش با فاحشه ها عکس یادگاری میندازه و دست میده و این یعنی این آدم، نماینده ی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیست و فیلمش هم ذره ای ارزش نداره، چرا که ایدئولوژی آدم ها، رفتار آدم ها رو میسازه

5. کلا که یاد "بدون دخترم هرگز افتادم" / صحبت شهید آوینی هم قشنگه

6. از نظر من این فیلم حتی هنری هم نیست چرا که امام (ره) گفته است: "تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران را بیاموزد ؛ هنری زیبا و پاک است که کوبنده ی سرمایه داری مدرن، نابودکننده ی اسلام رفاه و تجمل، اسلام سازش و فرومایگی و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد" و همین که امام این را گفته برای من بس است...

7. حتی اگه آقای فرهادی شخص ایدئولوگی نباشه و صرفا تو فضای "هنری" باشه، باز هم این انتقاد بهشون وارده. اولا غیرممکنه که یه آدمی، عقاید خودش رو هرچند سطحی و کم عمق، تو کاری که میکنه دخالت نده؛ حتی اگر خودش هم بخواد که دخالت نده! و این کاملا بدیهیه. در خوشبینانه ترین حالت، میگم که ایشون قصد خیانت نداشته، اما ازش سوءاستفاده کردن؛ هرچند که شاید مقداری از این قضیه، تقصیر خود ما ها باشه که تقابل "جدایی و اخراجی" ها رو ایجاد کردیم. اگرچه که بازم اینقدر خوشبین نیستم... نه اصغر فرهادی و نه فیلم هایش، در جبهه ی "خودی" نیستند و امروز، سعادت و شقاوت آدم ها و کارهاشون، بستگی به "جبهه" ای داره که توش هستن...

8. انقدر از صحبت های فراستی خوشحال شدم که نگو!


منبع: وبلاگ علم سیاه

نظر شما