يكشنبه، 31 ارديبهشت 1391

امام مهدى (عليه السلام) : نشانه ظهور من ، بسيارى هرج و مرج و آشوبهاست.

مقالات این بخش صرفا نظر نویسنده مقاله بوده و موضع این پایگاه نمی باشد.
دوشنبه ، 28 آذر 1390 ، 01:29

فینال ایران و امریکا در زمین سوریه

نویسنده: محمد بدیعی
فینال ایران و امریکا در زمین سوریه
هفتم ( بعداً نوشت ): این مطلب را پیش از چاپ به یکی از دوستان نشان دادم تا نظر بدهد. گفت: "خیلی ها پیش فرض تو را ندارند و تفاوتی میان حوادث سوریه وسایر کشورهای منطقه نمی بینند." هرچند که عقیده ی شخصی ام این است که این تفاوت ها بارها گفته شده و دوستانی که در جستجوی حقیقت اند، بارها با آن برخورد کرده اند. اما پیش فرض های بنده چگونه رقم خورده اند؟

الف) چرا عربستان برای سرکوب مخالفان بحرین، گارد ویژه می فرستد و برای حمایت از مخالفان سوریه، پول؟ چرا آمریکا و عربستان در یمن، پدر مردم و انقلابیون را در آورده اند و در سوریه، پدر بشار اسد را؟ فرق عبدالله صالح و بن علی با بشار اسد چیست که دو نفر اول به عربستان می گریزند و نفر سوم را عربستان تهدید می کند؟ کدام منفعت سیاسی، ترکیه را ( که یکی از شدیدترین مواضع علیه اسرائیل را داشته است) در کنار اسرائیل قرار داده است؟ چرا سفیر آمریکا در میان مخالفان مصری منفورترین و در میان مخالفان سوری، محبوب ترین شخصیت هاست؟ چرا دولت های یمن و بحرین و دولت پیشین مصر در اتحادیه ی عرب تحریم نشدند؟

ب) چرا الجزیره و العربیه تحولات بحرین را پوشش  نمی دهند و در عوض، حوادث سوریه را به طور شبانه روزی بررسی می کنند؟ نظر العربیه درباره ی سلفی ها و وهابی های یمنی چیست؟  چرا بی بی سی و فاکس نیوز در مقایسه با حجم گزارش هایی که علیه سوریه دارند، تقریبا از یمن و بحرین چیزی نمی گویند؟ چرا این شبکه ها، تظاهرات حامیان دولت دمشق را پوشش نمی دهند و بعضا تصاویر کشته های جنگ عراق را به عنوان کشته های سوریه قالب می کنند؟

ج) چرا از صندوق های انتخاباتی تونس و مصر، احزاب دوستدار ایران بیرون می آیند و از آن طرف، مخالفان سوری اولین برنامه ی خود پس از پیروزی را قطع رابطه با ایران و حزب الله و حماس اعلام می کنند؟ چرا مخالفان سوری از اینکه اعلام کنند از سوی گروه های خارجی حمایت مالی و تسلیحاتی می شوند، واهمه ای ندارند و درخواست کمک هم می کنند؟ اما مثلا در مصر، احزابی که از آمریکا کمک مالی دریافت می کردند، منفور ملت شدند و در انتخابات رای نیاوردند؟

د) مهم نیست که طرفدار دولت دمشق باشید یا طرفدار مخالفان؛ مهم این است که بدانیم حوادث سوریه با حوادث دیگر کشورها فرق دارد. انتخاب جبهه دیگر با خودتان.

اول: برای نوشتن این مطلب، حدود 70 صفحه ی وب را در رابطه با سوریه سِیو کرده بودم تا سر فرصت بخوانم؛ ولی آنقدر قضیه شفاف و دارای کلیات روشنی است که دیگر کار به جزئیات نمی رسد. شاید بتوان گفت نبرد سوریه، آخرین و مهمترین نبرد جدی میان ایران و آمریکا بعد از انقلاب اسلامی است. البته مسلما ارزش بُرد این دو حریف، با هم یکسان نخواهد بود.

دوم: شاید همه چیز از تونس شروع شد. آمریکا بن علی را از دست داد، نخست وزیر نزدیک به بن علی هم از کار کنار رفت. پس از یک سال از انقلاب تونس، حزب اسلامی النهضه بیش از 40 درصد آراء را به دست آورد. رئیس حزب کیست؟ راشد الغنوشی؛ او کسی است که شیفته ی مشی خمینی است و شاید شفاف ترین موضع گیری اش را یک هفته ی پیش بیان کرد: مقاله ای در یکی از سایت های خبری قطر نوشت و سراپا مدحِ ایرانِ بعد از انقلاب را گفت... سپس یکی از بزرگان حزب، نخست وزیر تونس شد؛ اون همان کسی است که در طول تمام سال های زندان و تبعید، از حق هسته ای ایران دفاع کرده و همواره علیه اسرائیل، موضع گیری های تندی داشته است.

سوم: آمریکا در مصر نیز همه چیز را از دست داد. و مصر...! چه کسی باور می کرد در کشوری که باعث و بانی معاهده ی کمپ دیوید است، سفارت اسرائیل تسخیر شود و خط انتقال نفت مصر به اسرائیل، نه بار منهدم گردد؟ تقریبا اینجا هم پس از گذشت کمتر از یک سال، حزب اخوان المسلمین 50 درصد آراء را به دست می آورد ( اسلامگرایان با احتساب سلفی های مورد حمایت عربستان، مجموعا 60 درصد آراء ). اخوان المسلمین همان حزبی است که کمال هلباوی آن، یک ماه در میان با مقامات طراز اول ایران، عکس یادگاری می اندازد و در دوران حسنی مبارک هم، نه تنها ایران را دوست مصر می خواند، بلکه علیه آمریکا و اسرائیل نیز موضع گیری کرده است.

چهارم: یمن و بحرین هم کشورهایی هستند که دیگر دیکتاتورهای حامی آمریکا جایگاهی پیش ملت ندارند و از طرفی نمی توان تک تک افراد یک ملت را کُشت یا زندانی کرد! لیبی تا حدودی زیر نظر آمریکا و متحدانش است؛ هرچند اگر انتخاباتی برگزار گردد کسانی روی کار خواهند آمد که حرف شنوی چندانی از آمریکایی نخواهند داشت.

پنجم: برای همین است که سوریه آخرین جبهه ی نبرد ایران و آمریکا است. آمریکا مصر را از دست داده است، تونس را از دست داده و نفرت یمن و بحرین را به دست آورده. سرنوشت نهایی لیبی هم در دست ملتی است که حافظه ی تاریخی خوبی دارد. در اینجا فقط سوریه مانده است... حتی سرنوشت دیکتاتورهای عربستان و اردن و ... نیز به سرنوشت سوریه بسته است؛ چه اینکه عربستان تمام قدرت مالی و دیپلماسی و رسانه ای اش را به میان آورده، اردن نیروی نظامی به مرزهای سوریه می فرستد و ترکیه نیز پس از اشتباهی که در مصر مرتکب شد، همه ی سرمایه گذاری خود را در سوریه انجام داده است و اصلا سوریه زمینی است که جبهه بندی ها را مشخص کرده است: جبهه ی ترکیه و اسرائیل و عربستان و آمریکا و جبهه ی چین و ایران و روسیه. و در این میان، ایران کمترین دخالت و موضع گیری را داشته است؛ اگرچه که شیوخ حرام خور عربی، بارها گفته اند که از ترس ایران است که زیاد چوب لای چرخ سوریه نمی کنند.

ششم: همه می دانند که بیشترین شادمانی از بیداری اسلامی، در چهره ی جمهوری اسلامی نمایان و بیشترین عصبانیت در چهره ی آمریکا است. عقربه ی کشورهای مهمی چون مصر و تونس و یمن، از امریکا به سوی ایران چرخیده و در این میان، مسبب اصلی، ملت ها بوده اند و این به معنای آن است که ملت ها، جمهوری اسلامی را بر آمریکا ترجیح می دهند. در سوریه نیز نتیجه ی نهایی را ملت سوریه مشخص خواهد کرد و تجربه های متعددی نشان داده است ملت های منطقه، همواره آمریکا را شکست داده اند.

2 نظر ارسال شده

  • لینک این نظر hamed پنجشنبه ، 27 بهمن 1390 ، 17:50 توسط hamed

    زنده باد اسلام

    آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
  • لینک این نظر محمد  مهدی پور    نورانی يكشنبه ، 25 دی 1390 ، 22:59 توسط محمد مهدی پور نورانی

    دانشجو آماده به اعظام به سوریه و لبنانم

    آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

نظر شما