يكشنبه، 31 ارديبهشت 1391

امام مهدى (عليه السلام) : نشانه ظهور من ، بسيارى هرج و مرج و آشوبهاست.

مقالات این بخش صرفا نظر نویسنده مقاله بوده و موضع این پایگاه نمی باشد.
شنبه ، 7 اسفند 1389 ، 22:56

خطبه‌ جهاني «مقتدر مظلوم»

نویسنده: محمد مهدی شاه آبادی
خطبه‌ جهاني «مقتدر مظلوم»

اين روزها و در بحبوحه رويدادهاي مهم داخلي كشورمان، كمتر كسي است كه چشمي «نگران» به رويدادهاي جهان اسلام نداشته باشد. دوستان و دشمنان اسلام و انقلاب، همگي نگران رخدادهاي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا هستند؛ همان جايي كه وعده‌گاه آخرين اتفاقات مهم جهان پيش از ظهور است. دوستان انقلاب اسلامي با چشماني پر اميد به صدور انقلاب خود مي‌نگرند و دشمنان با چشماني حيرت‌زده و دندان‌هاي با غيظ به هم فشرده به عاقبت كار انقلاب‌ها نگاه مي‌كنند.

 

قطعاً آنكه بيش از همه دل‌نگران رويدادهاي منطقه‌اي جهان اسلام است، ولي امر مسلمين جهان است. او قطعاً ‌بيش از همه احساس تكليف مي‌كند تا از تجربيات و تحليل‌ها خود به كمك مردمان ستم‌ديده بشتابد.

خطبه عربي پاياني نماز جمعه 15 بهمن، اداي دين و تكليفي بود كه بر دوش او نهاده بودند. هر چند كه مستكبران جهان هر سخن رهبري را با معادلات سخيف سياسي و نفع‌طلبي‌هاي شخصي مي‌سنجند و نمايش مي‌دهند. هر چند كه او در نهايت كار گفته باشد كه: « اي فرزندان سرزمين كنانه بوقهاي تبليغاتي دشمن همچون سابق خواهند گفت كه ايران مي خواهد در مصر دخالت كند و تشيع را در آن انتشار دهد و ولايت فقيه را به آنجا صادر كند اما اينها تنها دروغ هايي است كه گوش ما طي سال از آن پر و هدف از آن تفرقه بين ملتها است و مزدوران آن را تكرار مي كنند.»؛ اما باز هم رسانه‌ها چيز ديگري مي‌گويند.

دستور كار رسانه‌اي وابسته به صهيونيسم جهاني «بايكوت رسانه‌اي» مقام معظم رهبري است. اين سياستي است كه 21 سال است با قوت فراوان پيگيري مي‌شود. دستگاه رسانه‌اي غرب به اشتباه مهلك خود در انتشار آزادانه مواضع و نظرات امام خميني (ره) در سطح جهاني،‌ پي برد و سياست بايكوت و حذف از عرصه خبري را در مورد رهبري نظام در پيش گرفت. در مهم‌ترين سخنراني‌هاي ايشان نيز رد پايي بسيار باريك در خبرگزاري‌ها ديده مي‌شود.

خطبه‌هاي عربي نماز جمعه 15 بهمن نيز از اين قاعده مستثنا نبود. در مجموع خبرگزاري‌هاي مشهور جهان، خبري طولاني‌تر از يك يا دو پاراگراف پيدا نمي‌شد. گاه تنها به يك جمله اكتفا گرديد: «رهبر عالي ايران، قيام مصر را نشانه «بيداري اسلامي» دانست».

اما در دنياي امروز، رسانه‌ها شرط رسيدن پيام اسلام نيستند. در جهان سيطره اوهام و خيالات و شهوات و شرك‌ها، رسانه‌ها نيز مجريان سياست‌هاي اربابان ستم و سلطه‌اند. پس از چنين رسانه‌هايي نبايد انتظار انتشار پيام عدالت و توحيد و اسلام را انتظار داشت. هر چند كه دستگاه رسانه‌اي غرب ي‌كوشد كه مصداق «يصدّون عن سبيل الله» باشد و مسير حق را «كج و منحرف» مي‌خواهد (يبغونها عوجاً) و همين داستان انتقال پيام اسلام و انقلاب ايران را به مراتب دشوار مي‌كند. اما حق همچون آب است، از لا به لاي سنگلاخ‌ها نيز خود را به تشنگان مي‌رساند.

كار مقدمه‌سازي ظهور چيزي نيست جز تلاش براي برداشته شدن اين موانع براي رسيدن پيام دين جان‌هاي تشنه‌اي كه گاه از شدت غفلت از تشنگي خويش غافل‌اند و تا مردن خود نيز به آن آگاه نمي‌شوند. «رهبر مقدمه‌سازان ظهور» نيز بزرگترين وظيفه خود را آگاه كردن مستضعفان به ستم مستكبران و باوراندن ايمان به «توانستن» مي‌داند. اگر پيام مقاومت در برابر ظلم و فساد در جان‌ها طنين افكند و قلوب مستضعفان -چه اقتصادي و چه ايماني و اخلاقي- به «نخواستن» وضع موجود هدايت شود، ‌آنگاه زماني است كه نصرت الهي خواهد رسيد و دست رحمت الهي ديده خواهد شد.

خطبه عربي نماز جمعه 15 بهمن 89 تلاشي بود براي رساندن اين پيام و چه كسي اولي است به گفتن ناگفته‌ها و دلسوزي براي زخم‌خوردگان؛‌ كه او خلف صالح امام راحل و بزرگوار ماست،‌ همو كه در انديشه «غلبه مستضعفين و بر مستكبرين[1]» و «تشكيل هسته‌هاي مقاومت در سراسر جهان[2]» و «صدور انقلاب به عالم[3]» بود و تمام عمر خويش را بر زدودن چهره فقر و استضعاف از «تاريخ تلخ و شرم‌آور محروميت‌ها[4]» گذاشت.

خطبه عربي را كسي خواند كه آشناترين افراد به تاريخ و جغرافياي جهان اسلام است، كسي كه ده‌ها سال پيش، كتاب‌ها انديشمندان جهان اسلام همچون سيد قطب را براي ايرانيان ترجمه نمود. كسي كه تك تك مبارزان و اسلامخواهان مصري و عربي را مي‌شناسد و عظمت تحقير شده ملتي با تاريخي كهن را مي‌داند. كسي كه ملت مصر را خوب مي‌شناسد و سال‌ها پيش و در پي خيانت سران مصر به ملت و آئين آنها،‌ فرياد برآورد كه اين ملت، «خيانت سران خود را نخواهد بخشيد». اين چنين است كه سخن او از مصر بر دل مصريان، ‌اعراب و مسلمانان مي‌نشيند. آنگاه كه از «مقاومت و كارايي آن» در برابر سلاح و ابزار ابرقدرت‌ها سخن مي‌گويد،‌ خود تجربه عيني ده‌ها سال مقاومت و پيروزي آن را در جلوي چشمان همگان دارد. آنگاه كه از «جنگ اراده‌ها» حرف مي‌زند، از لايه‌هاي بازي‌هاي سياسي و تسليحات نظامي و پيچيدگي‌هاي اطلاعاتي، زمين مبارزه را به درستي ترسيم مي‌كند تا كسي فريب آرايش صحنه‌ را نخورد. آنگاه كه قواي نظامي مصر را مورد خطاب قرار مي‌دهد، سابقه تاريخي مبارزات آن را در جنگ عليه اسرائيل يادآوري مي‌كند تا همچون پيامبران، فطرت خاموش سربازان و فرماندهان را و عزت لگدمال شده‌شان را بيدار كند. آنگاه كه علماي الازهر را به همراهي و سردمداري قيام مردم مي‌خواند، پيشينه روشن و درخشان عالمان مبارز عربي و مصري و مسلمان را به يادها مي‌آورد تا مگر قلب‌هاي خفته را بيدار كند.

آري؛ غربيان اقتدار ايران را در منطقه و جهان مي‌بينند و مي‌كوشند تا هر چه بيشتر عظمت ملت و رهبري ايران را پنهان سازند. رسانه‌ها نمي‌گذارند كه صداي رهبري «مقتدر» به گوش مردمان عالم اسلام برسد كه اين گواه روشن امروز تاريخي ماست كه رهبري مي‌تواند در اوج «اقتدار»، «مظلوم» باشد...

اما باكي نيست كه آب خود را به جان‌هاي تشنه خواهد رساند هر چند با مرور سال‌ها باشد...

 

منبع: وبلاگ شهاب

نظر شما