چرایی چهل روز بعد . . . .
احمدبابایی
. در ميان واژه ها "اربعين" حكايت عجيبي دارد . از طرفي اين مسئله چنان با روز عاشوراء و اسارت اهل بيت سيدالشهداء(ع) عجين شده است كه هيچگاه نسبت به آن احساس غربت و دوري نداريم و همیشه آن را به خود نزديك مي دانيم و از سوي ديگر ممكن است گاهي اوقات در ضمير ناخودآگاهمان ، نغمه اي ديگر ، ساز عجيب بودن ماجرا را كوك كند و سؤالات و ابهاماتي را پيش روي چشمان ما قرار دهد و ما را وامی دارد تا به این ماجرا نگاهی دیگر و متفاوت داشته باشیم .
2 . عدد چهل در پیشینه فرهنگی و اعتقادی این مرز و بوم ، نکته ها و ناگفته های فراوانی دارد . چه سري در عدد چهل نهفته است كه اين همه با آن روبرو مي شويم : چله نشینی برای نزدیکی به معبود در میان عرفا و صوفیان ، بعثت پيامبران در چهل سالگي ، آثار چهل روز اخلاص ، دعا خواندن برای چهل مومن ، رسیدن به کمال در سن چهل سالگی ، گریه چهل روز آسمان و زمین و . . . تکرار این مسئله ما را به این نتیجه رهنمون می سازد که حکمت و فلسفه ای در این تشابهات و تناسبات نهفته است که می توانیم آن را برای خود مأنوس و ملموس درک کنیم و می توان گفت همگی نشان از ارزش و اهمیت "چهل" و "اربعین" دارند .
3 . چهل روز بعد از عاشورا قرار است چه اتفاقي رخ دهد كه اين چنين قابل تجليلش ميدانيم و چون ايام " ويژه و ممتاز " و به سان عاشورايي ديگر ، مظلوميت آل الله را تكرار شده مي خوانيم ؟! اگر غرض عزاداري باشد چرا 30 روز يا 50 روز بعد يا هر عدد ديگري براي اين كار مرسوم نيست ؟؟ آيا براي بزرگداشت اين روز مستندات روايي و تاريخي وجود دارد و اصل ماجرا ريشه در واقعه اي شگرف دارد يا نه ؟! دلیل بزرگداشت اربعین چه چیزی می تواند باشد ؟؟ چرا تنها این مسئله برای سالارشهیدان به سنتی همیشگی بدل شده و بزرگداشتی این چنین برای سائر معصومین (علیهم السلام) موضوعیت چندانی ندارد ؟؟
4 . اهمیت عزاداری حضرت سید الشهداء(ع) و ویژگی های بی بدیل آن احتیاج به شرح و بسط ندارد و همگان آن را با زبان قلب ادراک نموده و جان خود را بدان پرورش داده اند . از این رو عاشوراء به عنوان اصلی ترین نماد این واقعه عظیم ، جایگاه بلندی در اندیشه و حیات شیعیان دارد که هر ساله همه نگاه ها را معطوف به عظمت و شکوه آن می نماید .
اما این در حالی است که مراسم روز اربعین در کربلاء حتی از روز عاشوراء نیز با شکوه تر برگزار می گردد ؛ گویی کشور عراق یکپارچه به سوی کربلاء سرازیر می شود و هر کس سعی می کند خود را به این شهر برساند ، حال با پای پیاده و حالت سواره تفاوتی چندانی ندارد . تعبیر برخی این است که بزرگترین اجتماع سالانه کره زمین را باید روز اربعین در کربلاء به نظاره نشست . با این حال می توان گفت شکوه عزاداری اربعین در عراق و بیشتر مناطق شیعه نشین امری طبیعی به نظر می رسد دلیلی جز ارادت و شیدایی همیشگی به آستان حضرت اباعبدالله نداشته باشد و لیکن این تمام ماجرا نمی تواند باشد و بی گمان در پس این پرده اسراری نهفته است . . . .
5 . طبق گفته آگاهان هر ساله دسته های عزاداری که "انصار" نامیده می شوند با عظمتی خاص روانه کربلاء می شوند و حدود هفتصد دسته عزاداری انصار ، از صبح روز اربعین به سمت کربلاء حرکت می کنند . در بین این دسته های عزاداری ، دسته عزاداری قریه " طویریج" از شهرت و عظمت خاصی برخوردار است . این دسته ها از صبح ، هروله کنان و سینه زنان و با شوری خاص حرکت می کنند و افرادی از روستاها و عشایر بین راه نیز به آنان ملحق می شوند تا خود را به کربلاء برسانند . شرکت و حضور علمای بزرگی همچون علامه بحرالعلوم در دسته های عزاداری طویریج که دارای تشرفاتی به محضر حضرت ولیعصر(عج) می باشد ، از ماجراهای مشهور این عزاداری هاست که ایشان درباره علت آن فرموده بودند : « در خواب دیده ام که امام دوازدهم صاحب الزمان (عج) در این عزاداری شرکت دارند، فلذا من هم میخواهم از شرکت کنندان در این عزا باشم . »
6 . قصه مشهور تاریخی اربعین را همگان کم و بیش می دانند ؛ حضور جابرابن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا(ص) و عطیه کوفی به عنوان اولین زائر مزار سیدالشهداء در این روز تقریباً از مسلمات تاریخی این واقعه است . حال اهل بیت پیامبر در روز اربعین به کربلاء آمده باشند یا در این روز به آنجا نرسیده باشند تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمی کند . چرا که حضور جابر بن عبدالله انصاري و عطيه كوفي به عنوان اولين زائران قبر مطهر سيدالشهداء را نمي توان منشأ اربعين و دلیل بزرگداشت آن برشمرد . حتي بازگشت اسراء ( بر فرض قبولش با تمام ابهام و پيچيدگي هاي تاريخي آن) و زيارت قبر امام حسین (ع) به وسيله اهل بيت ايشان را هم دليل متقني براي منشأ و استحباب و بزرگداشت زيارت اربعين ذکر نکرده اند . ليكن اين ، تمام ماجرا نمي تواند باشد و بي گمان در پس پرده اسراري نهفته است و صندوقچه نهان ناگفتنی های اربعین باز سر به مهر خواهد ماند و رمزگشایی نمی گردد . . . .
7 . بايد گفت از مجموعه قرائن و شواهد تاريخي ، امكان حضور اهل بيت و اسراء و رسیدن آنان به کربلاء و زیارت مزار شهدای کربلاء ، در اربعين سال 61 وجود داشته و محتمل است . گرچه این ماجرا موافقان و مخالفان خاص خود را دارد و هر گروه دلایلی برای مدعای خود اقامه کرده اند ؛ اما از مجموع گزارشات تاریخی و روایی ، و دلایل و قرائن عقلی می توان بازگشت اهل بیت به کربلاء و زیارت مضجع شریف حسینی را پذیرفت .
8 . بازگشت یا عدم بازگشت اهل بیت و حضور جابر در روز اربعین نباید ما را از مسائل دیگر غافل کند و ما را به بازخوانی ساده تاریخی واقعه اکتفاء بدهد . لازم است نگاه خود را عمق بیشتری ببخشیم . توجه به این نکته مهم که سر مطهر سیدالشهداء(ع) کجا دفن شده است ، ما را به حقایقی رهنمون می سازد که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد . بنابر قول مشهور سر مبارک حضرت امام حسین (ع) به بدن مطهر ایشان ملحق شده و در کربلاء دفن گردیده است و نظرات دیگر مبنی بر دفن سر مبارک در نجف ، بقیع ، دمشق ، قاهره و . . . مورد تأئید علمای بزرگ شیعه قرار نگرفته است . این بدان معنی است که سر مطهر حضرت به بدن شریفش ، ملحق شده است و در کربلاء به خاک سپرده شده است .
9 . از سوی دیگر این سوال مطرح می شود این اتفاق در چه زمانی و توسط چه کسانی اجام پذیرفته است ؟؟ در جواب باید گفت به طور مسلم و قطعی این امر تنها باید به دست مبارک امام زین العابدین(ع) صورت پذیرفته باشد . بنابر عقیده شیعه ، دفن حضرات معصومین ( علیهم السلام ) تنها باید توسط معصوم دیگری باشد و لا غیر . لاجرم چه كاروان اسراء روز اربعين 61 به كربلاء رسيده باشد يا نه ؛ الحاق سر مطهر به بدن شريف به دست امام زين العابدين(ع) حقيقتي معتبر و پذيرفتني تلقي مي گردد .
مضاف براین ، تنها تاریخی که در آن توافق وجود دارد که سر مطهر در آن تاریخ به بدن ملحق شده است روز 20 صفر سال 61 هجری می باشد . و از طرفی هیچ گزارش تاريخي وجود ندارد كه امام سجاد(ع) در زمان ديگري به كربلاء آمده باشند . بنابراین ، شواهد متعدد الحاق سر مطهر حضرت سید الشهداء (ع) توسط امام سجاد(ع) در روز 20 صفر سال 61 را تأیید می کند . به علاوه ، این قرائن و شواهد خود می تواند دلیلی بر حضور اهل بیت بر مزار شهدای کربلاء تلقی گردد .
10 . سرالأسرار اربعين سيدالشهداء(ع) حكايت غريب سرگرداني سر مطهر آن گرانمايه است كه اينچنين همه را حیران و سرگردان ،به دنبال سِـرّ آن سَـر سرافراز فرا مي خواند . تو گویی اسرار این سرگردانی ، سر به سر به دنبال ابتلائات سرگردانان است . . . .
11 . بنابر آنچه بیان شد ، دليل اصلي استحباب و منشأ اصلي تكريم و تجليل روز اربعين ، الحاق سر مطهر امام حسين (ع) به بدن پاك حضرت مي باشد و این نظر از هر جهت صائب و جامع به نظر می رسد . همچنان كه علامه مجلسي(ره) يكي از وجوه استحباب زيارت اربعين را همين مسئله دانسته و شيخ طوسي نيز وجه توصيه امامان به زیارت اربعين را ، الحاق سر به بدن مطهر مي داند . ليكن اين ، تمام ماجرا نمي تواند باشد و بي گمان در پس پرده اسراري نهفته است و صندوقچه نهان ناگفتنی های اربعین باز سر به مهر خواهد ماند و رمزگشایی نمی گردد ؛ چرا که اسرار سر مطهر حضرت خود جزئی از رموز و حقایق عاشوراء است که نامحرمان و نا اهلان را به کنه و عمقش راهی نیست . . . .
12 . اربعین یعنی آنکه مبارزه ادامه دارد و همچنان باید در میدان نبرد آماده ی آماده بود ؛ چرا که حسین زنده است و "ناصر" و " معین" طلب می کند . نوای « هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی و هَل مِن مُعینٍ یُعینُنی » او ، در گوش تاریخ همچنان طنین انداز است و باید چون او که « بَذلَ مُهجَـتَهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ عبادَکَ مِن الجهالَة و حیرةِ الضّـلالَة » را به تمامی و نهایت ، به انجام رسانید ، در راه نصرت ولی خدا سر به آستان جانبازی سپرده باشیم ؛ اگر چه بهترین عزیرانمان را پرپر شده بینیم و مشقت اسیری را به کام داشته باشیم .
13 . چه بگویم که هیچ نمی دانم و تنها باید بگویم که « من حقبقت را بر سر نیزه دیدم » . قله سرخ بندگی فقط اوست . حسین مدال خوش رنگ عزت و نشان حقیقی بندگی است . حسین خون سرخ خداست ، حسین اسم اعظم خداست ، حسین ولی اکبر خداست . شهادتش شور آفرین و خونش مایه جان گرفتن دین خاتم ؛ در ترتبتش شفاست و در زیارتش حیات . شاید بیان بی مثال سید شهیدان اهل قلم(ره) تمام کننده حرف است که : « آنکه با پای اختیار قدم در طریق کربلاء نهاده است می داند که اسرار ، جز بر سرهای بریده فاش نخواهد شد . . . . »
پيچيده شميمت همه جا اي تن بي سر / چون شيشه ی عطري كه سرش گم شده باشد
