بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سالروز 16 آذر
بسم الله الرحمن الرحیم
آن زمان که ندای «انی جاعل فی الارض خلیفه» از عرش الهی طنین انداز شد، ملائکه نیک دانستند که طبیعت زیاده خواه و ظلوم و جهول بشر، تاب این خلافت را نخواهد آورد و به سرکشی و طغیان و فساد سربلند خواهد کرد. اما آنها را دیده ای نبود که روی دیگر انسان، یعنی فطرت حق شناس و حق جوی آدمی که گاه برای حق فداکاری می نمود، ببینند. این وجه پنهان انسان، او را در مصاف بیکرانه تاریخ مدد می رساند تا در کشاکش ظلمت ها با نور، در درون و برون انسان، چراغ هدایت را از دست ننهد و داستان آفرینش، همیشه دوگانه راه خیر و شر و هدایت و ضلالت را به همراه داشته باشد و برای همین اختیار انسانی انبیا و اوصیای ایشان هماره از سوی خدا فروفرستاده می شدند تا در میانه ابرهای تیرگی راه را نشان دهند و طریق هدایت به کلی بسته نگردد.
آن زمان که با دسیسه ظالمان و نفس پرستان، دین الهی اسلام به تیرگی گرایید و غبارهای تحریف چنانش آلوده ساخت که اندک زمانی به هدم ویرانه اسلام نمانده بود و چیزی به خاموشی چراغ هدایت بشریت برای همیشه باقی نمانده بود و البته قرار نبود قاعده اختیار بشر، به هیچ معجزه ای شکسته شود، نوبت به وصی ای از اوصیای انبیا رسید تا با نثار جان خویش و یاران بزرگوار خود و اسارت اهل بیت عزیز خویش، چراغ رحمت و هدایت را فروزنده نگاه دارد و تا انتهای داستان پر دامنه خلقت بشر، راه برای حق جویان و حق پرستان باز بماند.
کربلای سال 61 هجری، در لحظه ای رقم خورد که کرانه های گمراهی از چهار سو به یکدیگر نزدیک می شدند و دیری نمانده بود که با پیوند نامبارک آنها تمامی دریچه های هدایت بر خلق جهان بسته گردد و مدار خلقت یکسره بر باطل گردش نماید و هیهات که برگزیدگان الهی از وظیفه خویش دریغ نمایند و جان خویش را گرامی تر از فرمان الهی بدانند. این چنین بود که حضرت اباعبدالله علیه آلاف التحیه و الثناء، ندای شورانگیز «خُطّ الموت علی وُلد آدم، مَخَطّ القِلاده علی جِید الفُتاه» را سر داد و به روشنی تکلیف تمامی حق پرستان عالم را تا انتهای تاریخ معلوم نمود: «هر کس آماده است خون خویش را در راه خداوند و دین او نثار نماید، باید قافله حسینی بپیوندد».
آن یک روز فداکاری و ایثار، هر چند به حسب ظاهر از چند ساعت تجاوز ننمود اما لحظه لحظه آن عظمتی داشت که تا عرش الهی کشیده می شد و عرش نشینان را در برابر تک تک لحظه های آن به خضوع واداشت و در برابر قطره قطره خون های مظلوم آن تمامی افلاک را همنشین همیشگی غم خویش ساخت و رشته نورانی پیوند با حق را، بی هیچ انحراف و حاشیه ای تا سدره المنتنهی و بالاتر از آن برقرار و محکم ساخت. اما آن چند ساعت در میان انسان ها نیز گسترده شد. روزها و زمان ها و انسان های آن زمان تاب تحمل و درک عظمت و درخشندگی آن درخشش بی نظیر را نداشتند. اما زمان با گذر خویش و جان های انسان ها با رشد خود و جوامع انسانی با تعالی شان، زمینه را برای بروز و ظهور آن درخشش بی همتا فراهم ساختند. هر کس و هر جمعی به قدر وسع خویش از اقیانوس کربلا جرعهنوش گردید و به قدر بضاعت خود توشه هدایت و نورانیت و ظلمت گریزی و ظلم ستیزی را برای خویش فراهم ساخت.
آن پیر دریادل و آن سلاله اباعبدالله عله آلاف التحیه و الثناء، خمینی کبیر، ظرف جان و روح خویش را چنان گسترده ساخت که خود گوهر تابنده ای گردید که آینه درخشان کربلا شد. این گوهر نورانی را تاب تحمل هیچ ظلم و ظلمتی نبود و قیام به پیروی از سالار شهیدان را یگانه راهن غلبه بر مستکبران و ستم پیشگان عالم می دانست.
امام بزرگوار ما، با اندیشه ای برآمده از نگاه اباعبدالله به ظلم و ظالم و به پیشوایان کفر و نفاق، با روحی سیراب از عظمت و شجاعت و ایثار و با تکیه به خدای لایزال، ندای «هل من ناصر ینصرنی» اباعبدالله را در میانه اختناق تاریکی ستمشاهی فریاد زد و مردمانش این بار، به خلاف داستان دردناک کربلا، با جان های خود از او استقبال کردند و 15 خرداد (12 محرم) 1342، پاسخ مردمانی بود که آمادگی قیام بودند. امام بزرگوار ما، به تأسی از سالار شهیدان به همه حق پرستان و آزادگان جهاد یاد داد که با اتکای به خدا و با درخشش پرتوهای نورانی کربلا در جامعه انسان ها، می توان با مشت به مصاف درفش ها رفت و با فریاد الله اکبر صدای رگبارها را خاموش نمود. امام و پیشوای آزادگان جهان، دستور قیام برای خدا را بارها و بارها در گوش ملت های مظلوم و مستضعف و به ویژه مسلمانان تحقیر شده و پای دربند استعمار و استبداد فریاد زد تا مگر جان ها از خواب غفلت بیدار شود و مشت ها برای خدا گره گردد و ظلمت و ظلم از سایه ملت ها برچیده شود و زمین آماده نورانیت یکپارچه مهدوی گردد.
صد حیف که آن پیر فرزانه و آن دردانه دوران، اینک در میان ما نیست تا ببیند قیام حسینی او -که همواره بر حسینی بودنش اصرار داشت- امروز یک به یک شهرها و روستاها، کشورها و بلکه قاره های زمین را می پیماید و ندای حق طلبی او جان ها و بلکه کاخ های ظالمان و مستکبران را به لرزه درآورده است.
آنهایی که استعمارشان هر روز پیچیده تر می شود و بندهای شیطانی شان بر تار و پود مستضعفین محکم تر می شود. آنها که هر زمان به رنگی درآیند؛ روزی کشورها را به قدرت اسلحه تصاحب کنند، روز دیگر مردمان تربیت شده خویش را بر آنان بگمارند و امروز، با ویران کردن ذهن ها و مرعوب کردن قلب ها، آدمیان را از درون مطیع خود سازند. انها که به پیروی از سلف اموی خویش در پی تکمیل سیطره ظلم و ظلمت بر پهنه گیتی اند. اما غافل ازآنکه راه کربلایی امام بزرگوار ما، شاهراهی است که در گردنه های تاریک تاریخ، با کلید شهادت و ایثار، پرده ها را کنار می زند و قیام او را عالمگیر می کند: «ملتی که شهادت دارد پیروز است».
قیامی که از جنس کودتا نیست و همگان را به تحرک وامی دارد. ندای حسینی در هر گوشه تاریخ و هر کناره زمین بلند شود، پیر و جوان، زن و مرد، سیاه و سفید را به قیام می خواند هرچند آنان که نعمت و قدرت بیشتری دارند و کسان بسیاری از آنها تأثیر می پذیرند، نقشی بس عظیم تر خواهند داشت.
نخبگان و خواص، آنها که قافله جمع انسانی به تحرک آنها حرکت دارد، اگر اهل حق بودند و اگر در مسیر حق، پایداری نشان دادند و از چرب و شییرین دنیا برای خدا و دین او گذر کردند، بینی مستکبران عالم را به خاک خواهند مالید.
دانشجویان به قاعده جوانی و دانایی، سر سلسله بسیاری از حرکت های معاصر بوده و هستند. آنگاه که خورشید درخشان حسینی در جان های دانشجویان درخشیدن می گیرد و نورانیت آنها ظلم و ستم را برنمی تابد و شور ایشان با شعور عاشورای 61 پیوند می خورد، شجره طیبه این پیوند، قیامی است که در امتداد موج حسینی 16 آذر 32 را می آفریند و برای قطع دست مستکبرین به قربانگاه شهادت قدم می نهد. چنین درخت مبارکی که «اصلها ثابت و فرعها فی السماء»، بر دامنه شعاع انقلاب اسلامی برکات مضاعف خود را هر زمان تقدیم می کند و بر ریشه ظلم سوزی و استکبار ستیزی خود در هر زمان، مستکبر زمانه را می شناسد و مشت گره شده اش را به سوی او نشانه می رود.
چنین نخبگان دانشجوی عاشورایی بر دامن انقلاب اسلامی همچنان پیشتاز هدایتگری نخبگان و توده های ملل مستضعف و به پاخاسته منطقه و بلکه جهان است. چنین فکرهای بلندی که در زمین حاصلخیز کربلای حسینی بارور شده اند و ایمان هایشان از سرچشمه قیام سید الشهداء سیراب می شود، صدور معنوی انقلاب اسلامی را در جهان به پاخاسته علیه ظلم و استبداد و استعمار، دنبال می کند و تا بسط نهایی کلمه توحید و استقرار حکومت دین خدا و انهدام پایه های ظلم و شرک و نفاق از پا نخواهد نشست.
به امید برچیده شدن کامل بساط ظلم و ستم و فراگیری نور درخشان قیام حسینی در سرتاسر عالم.
