يكشنبه، 31 ارديبهشت 1391

امام مهدى (عليه السلام) : نشانه ظهور من ، بسيارى هرج و مرج و آشوبهاست.
يكشنبه ، 20 آذر 1390 ، 22:19

در این مملکت همه آزادند به جز بچه حزب‌اللهی‌ها...

سیدمحسن میرحاجی مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در همایش ۱۶ آذر این دانشگاه در سخنانی خطاب به دکتر رهبر به لغو مجوز  برگزاری دسته عزاداری در دانشگاه اعتراض کرد.
متن این سخنان بدین شرح است:


« در این مملکت همه آزادند به جز بچه حزب‌اللهی‌ها.
حکایت تازه‌ای نیست، حسین به شهادت رسیده است و این همان نباء عظیم است و مظلوم به جایی می‌رسد که تجسم غربت است»

پروردگارا به تو شکایت می‌کنیم به خاطر از دست دادن پیامبرمان به تو شکایت می‌کنیم از غیبت ولی و سرپرستمان از زیادی دشمنان؛ از شدت فتنه‌ها به تو شکایت می‌کنیم، از قلیان پستی دنیای آخر‌الزمان.

شانزدهم آذر اما همه‌اش سرخ است به خوش‌رنگی غیرت ابا‌عبدالله(ع) و خدایا چقدر ترا شاکرم که عاشورایی‌ترین روزهای پاکت را با روز من روز دانشجو مقارن ساختی.

در این مملکت همه آزادند به جزء بچه حزب‌اللهی‌ها. هنوز هم پسرانی که مو بر صورت دارند متحجرند و دختران ملبس به جامه زهرای اطهر(سلام الله علیها) همان بهتر که هیچ وقت به دانشگاه پذیرفته نشوند.

آقای فرهاد رهبر کاش با همه نفوذ و قدرتتان وزیر علوم را، رئیس آموزش و پرورش را، خدا را راضی می‌کردید. کاش به جای این همه خیرخواهی برای انقلاب کمی هم به ما کمک می‌کردید، کاش می‌توانستید برایمان سهمیه بگیرید، کاش سهمیه ما و سهمیه خواهران ما این بود که هرگز در دانشگاه پذیرفته نشوند آن وقت شما می‌ماندید و آسایشتان بدون همه دردسرهایی که حزب‌اللهی‌ها برایتان می‌سازند.

هنوز یادمان نرفته است کارناوال 16 آذر همین چند سال پیش را مراسم مضحکی که به نام آزادی‌خواهی و تمدن، درب غربی دانشگاهمان را از جا می‌کند. خنده‌های تلخ کارمندان حراست و فاصله معنا‌داری که با آن جماعت داشتند.

ما لیاقت دانشگاه شما را نداریم لیاقت ما منبر است در مسجد و روضه. آکادمیسین‌ها همان کسانی هستند که هر سال در 16 آذر درب دانشگاه شما را از جا می‌کنند. همان‌هایی که برای جلوگیری از تدفین مطهر شهیدان پلاکارد به دست گرفته‌اند و به گذشته شما و پدرم خندیدند.

کاش علاوه بر لغو مجوز دسته عزای اباعبدالله(ع) تعظیم شعائرمان، نشستمان را هم مانع می‌شدید. دردسر این جوجه‌بسیجی‌ها به بودنشان نمی‌ارزد. حکایت تازه‌ایی نیست در این مملکت همه آزادند به جز بچه حزب‌اللهی‌ها.

جناب آقای فرهاد رهبر همین الان دلم برای سید‌الشهدا(ع) تنگ شده است برای غربتش برای وعده داده شده‌ای که آسمان و زمین از دوری‌اش به تنگ آمده‌اند. دلم تنگ شده است برای خمینی(ره).

برای مرتضی آوینی که ماند تا بعد از مرگش برایش بزرگداشت بگیریم و در زمان حیاتش در یکی از نهادهای حکومتی همین نظام مقدس ذبحش کردیم و برای علی ناله‌هایی که در دل چاه به یادگار گذاشت و برای سید‌علی زمان برای لحظه‌ای که انگشتر حدید به دست کرد و برای لبخندی که به سربازانش هدیه می‌کند. کاش کسی برایمان روضه بخواند.

2 نظر ارسال شده

  • لینک این نظر طاهره آوینی جمعه ، 9 دی 1390 ، 16:08 توسط طاهره آوینی

    سلام علیکم
    برادر عزیزم،حرفهای شما رو قبول دارم بسیج و بسیجی همیشه مظلوم بودند،اما اجازه ی برگزاری دسته های عزاداری ندادن به بسیجی ها نوبره!!! با ما مشکل دارن مشکلشون با امام حسین چیه؟ خدا هدایتشون کنه! چیز دیگه ای نمیشه گفت!
    جانم فدای سید علی ،به امید ظهور مولامون برای رهایی از این همه ستم و جفا بر اهل حق.

    آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
  • لینک این نظر یه دوست دوشنبه ، 21 آذر 1390 ، 14:54 توسط یه دوست

    بسم رب الشهدا
    برادر بزرگوار بیانیه شما را از راه بسیار دور خواندم خداوند شما را سلامت بدارد و به بزرگان دانشگاه ما بصیرت دهد احتمالا فرهاد رهبر از ترس اینکه امسال نیز درب دانشگاهش توسط ....ازجا کنده نشود تروخشک را باهم سوزانده ومانع عزاداری عاشقان حسینی گشته اما درد این کار از اینکه مانع زیارت عاشورا خواندن جماعتی در دانشگاه الهیات میشوندبه زعم اینکه تعدادی اهل سنت مشغول به تحصیل هستندخیلی کمتر است

    آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

نظر شما